#توماژ_پارت_247
تو لحن کلامش یه چیز خاصی بود که نمی تونستم ازش سر دربیارم با بی خیالی به صندلی راحتیم تکیه زدمو گفتم: ایشون هم مثل بقیه
موشکافانه نگاهم کرد که با خونسردی و ظاهری بی تفاوت نگاه ازش گرفتمو به حیاطی که حالا می تونستم زیبایی هاشو ببینم دوختم
-منزل زیبایی دارین
از تغییر موضوع بحث استقبال کرد و گفت: این جا رو منو همسرم ساختیم
-خدا رحمتشون کنه
-ممنون
-تنهایی سخت نیست ادم خوف می کنه
romangram.com | @romangram_com