#توماژ_پارت_243

لبخند نیم بندی زدم که کاسه ای حلیم جلوم گذاشت

-حسابی دیشب به زحمت افتادین

بی حرف نگاهش کردم که گفت: ممنون تا اخر عمر منو مدیون خودت کردی جوون

به لبخند نصف نیمه ای اکتفا کردم که گفت: امیدوارم بتونم جبران کنم

-وظیفه بود

یعنی حتی شک نکرده بین این همه ادم من چی جوری مثل بورسلی از اسمون پیدام شده و اومدم به جنگ دزدا؟ یعنی می دونه با مهری در ارتباطم؟

مشکوک به مهری که سرگرم خوردن بود نگاه کردم

romangram.com | @romangram_com