#توماژ_پارت_232


-ولی من این جوری نمی تونم تنها ولتون کنم

با تعجب نگاهم کرد که گفتم: هر چی باشه پای منم وسطه

همون طور مات سرجاش نشسته بود که گفتم : اگه اجازه بدید تو راه بیشتر تو ضیح می دم

با اکراه باهام همراه شد و باهم از شرکت زدیم بیرون ،ادرس خونه رو ازش گرفتمو کمتر از نیم ساعت رسیدیم با دیدن خونه جاخوردم یعنی تو هم چین خونه ای یه نفرم زندگی نمی کنه؟

-مطمئنید نمی ترسید تو این خونه؟

خندید و گفت:عادت دارم خب دائی خیلی دیر به دیگران اعتماد می کنه برای همین فقط هفته ای یه بار باغبون و خدمه میان برای تمیزکاری


romangram.com | @romangram_com