#توماژ_پارت_224


-اگه بترسم تو درمونی براش داری؟

رنگ نگاهش عوض شد وبلند شد که دو دستی زدم تو سرم، اینف دهن من دیگه فلفل لازم شده بود تا هر چرت و پرتی رو به زبون نیاره اخه اینم حرف بود من زدم مثلا چی کار می تونست بکنه این دیگه چراغ سبز نبود پرژکتور بود اونم به مردی که وسط اون همه ازادی حرمت می شناخت و به حریم ها پایبند بود

سریع به اشپزخونه پناه بردم و خودمو با غذا سرگرم کردم سسش رو از یخچال دراوردمو مشغول تزئین غذام شدم که صدای پیانو همه جای خونه رو پر کرد ...... به سمتش برگشتم ماهرانه می نواخت و روح می داد به خونه ای که سرد و بی نور بود برام این روزا بدون او

اهنگش هم مثل چشمانش غم دلش رو فریاد می زد از سوز اهنگش دلم فشرده شد، ای کاش اونقدر محرمت بودم که می تونستم این بار سنگینی که شونه های مردونتو خم کرده رو بردارم...... که شریک غم هات بشم ......غمی که این جوری اتش به زندگی و دل مرد زندگی من زده ....دلم گرفت از این همه خودخوری ودم نزدن ، کینه دلم نسبت به زنی که هنوزم باورم نمی شد اونقدر بد باشه که توماژ رو به تباهی بکشونه بیشتر شد بغضمو پس زدم و اروم به سمتش رفتم ناخواسته دستم رو شونه های مردونش نشست که دستاش از هنرنمایی ایستاد

-توماژ

-جانم


romangram.com | @romangram_com