#توماژ_پارت_199

-نکن اون جوری

با گنگی به سمتم برگشت که به لب هاش اشاره کردمو گفتم:کندیش

سرخ شد که اروم جلو رفتمو و کنارش نشستم وگفتم:حالا چرا قهر کردی؟

-نشد یه بار با دل خوش برگردیم خونه

بغض داشت که دستمو دورش حلقه کردمو به خودم فشردمش و گفتم: یه شوهر داری شاه نداره از حسودی تا نداره

لبخند کمرنگی رو لبش نشست که به سمتش چرخیدم شالشو از سرش برداشتم که با دلهره بهم خیره شد ولی بهش اهمیتی ندادم و گیره موهاشو باز کردمو دستمو تو موهاش فرو کردمو بوسه ای رو پیشونیش کاشتم

-توماژ .....

romangram.com | @romangram_com