#توماژ_پارت_197
کمی عقب نشست با لحن اروم تری گفت:حالا مگه چی شده؟
یه دفعه از کوره در رفتمو گفتم: یعنی نمی دونی چی شده؟ هیچی نشده دستی دستی شدی نامزد یکی دیگه
بغض کردو گفت: اصلا به من چه؟زبون که داشتی می گفتی اشتباه گرفتن فقط زبونت برای من درازه؟
نگاه تندی بهش کردم که لب برچید و دیگه حرفی نزد
-اخه دختر تو کی دیدی من از این غلطا بکنم؟یه ذره به مغزت فشار می اوردی یه زنگ به منه صاحب مرده می زدی بعد دست در دست شازده می اومدید تفریح ... فقط پامون به خونه برسه من می دونمو تو واون دوست نخود مغزم
حرفی نزد که گفتم: که با من دست بدی ایه خدا برعکس می شه .... منو خر گیر اوردی؟ خیلی خوشت اومده بود میرفتی تو بغلش می شستی
روژان با صدایی که می لرزید گفت:به خدا من هیچ کاره بودم
romangram.com | @romangram_com