#تیام_پارت_39
- راستی تیام قرار ماه آینده بیان اینجا.
- عجیبِ این موقع سال معمولاً نمیومدن.
- تو نمی دونی یا خودتو به ندونستن میزنی دخترم.
- مامان!
دایی سر سفره نشست و گفت: به ما هم بگید جریان چیه؟
- راستش اونا دوست دارن تیام عروسشون بشه، خدایی خونواده خوبین، این 7،8 سال بعد از فوت ناصر پشتمون بودن،موضع خونمون رو هم که می دونید، وقتی هم تیام دانشگاه دولتی قبول نشد عموش اصرار داشت با خرج خودش بفرستش دانشگاه آزاد ولی تیام زیر بار نرفت.
- کیوان دکترای چی داره؟
- اطفال، ولی اونا تیامو برا کاوه در نظر دارن.
- یکی دوبار دیدمش جون خوبی به نظر میومد.
وقتی فریده سر سفره نشستو گفت: بهروز سلام رسوند
romangram.com | @romangram_com