#طلسم_ابدی_(جلد_دوم)_پارت_189

فرانک فریاد زد:

_تو یه جادوگر احمقی که نمیدونی من بعد از مرگم چه زجری رو باید تحمل کنم!!!اونا منو بخاطر خلق کردن موجود شروری مثل خون اشام ها مجازات

میکنن!!!من اجازه نمیدم حتی یدونه ازون موجو دات کثیف زنده بمونه!

الیزابت با خشم گفت:

_ولی جادوگر ها ایان رو بخشیدن!اون لیاقت زندگی کردنو داره!تو اجازه نداری برای از بین بردن یه خون آشام به هیچ انسانی آسیب برسونی!برای

اینکار کیت باید بمیره!اون یه انسانه!

فرانک فریاد زد:

_برام مهم نیست!!!اینو قبول نمیکنم!اون باید بمیره!

این را گفت و بطرف کیت حمله ور شد... ایان فرصت را از دست نداد و بلافاصله سلاح چوبی را در قلبش فرو کرد....جیک وماریا با تمام وجودشان فریاد


romangram.com | @romangram_com