#طلسم_ابدی_(جلد_دوم)_پارت_187

فصل سی و دوم_پایان کار

ملانی با حیرت مقابل الیزابت ایستاده بود....او را بارها در کابوس های شبانه اش دیده بود وحالا او مقابلش بود!الیزابت با لحن سردی گفت:

_من برگشتم....به کمک جادوگر ها برگشتم تا همه ی خون اشام های رروی زمین رو نابود کنم!

ملانی با حیرت گفت:

_چطور؟!

الیزابت گفت:

_طلسمی هست که همه ی خون اشام هارو به دو خون آشام اولیه ای که باعث بوجود اومدنشون شده وصل میکنه!این طلسم خیلی سنگینه

ملانی!به کمک تو نیاز دارم!

ملانی گفت:


romangram.com | @romangram_com