#طلسم_ابدی_(جلد_دوم)_پارت_156

_تو کی هستی؟!

هیچ جوابی نشنید...مرد غریبه که به راحتی میشد از چشمان سرخ رنگ و پوست یخ زده اش فهمید چه موجودیست کیت را از درخت باز کردو بطرف

اتاقک فلزی کوچکی برد...در انرا باز کرد و کیت را درون ان پرتاب کرد....

_خدای من....چیکار میکنی؟!تو کی هستی؟!کمک...منو ازینجا بیارین بیرون!

صدای خون اشام از پشت در گفت:

_خفه شو بلوند کوچولوی عوضی!با اینکارت اعصاب منو بقیه رو خورد میکنی!

کیت سکوت کرد و با خود فکر کرد:

_بقیه؟!!

***


romangram.com | @romangram_com