#طلسم_شدگان_پارت_118

دستگاه چسب رو که به برق وصل بود تو دست گرفتم و مقابل الوند گذاشتم : اطراف تخم مرغ ها رو چسب بزنید و اونا رو روی اکلیلا غلت بدید.

سر در گم نگاهی به تخم مرغ و بعد ظرف اکلیل انداخت : میشه یه دونه رو خودت درست کنی که یاد بگیرم ، یک نمونه انجام دادم و مقابلش گذاشتم : اینجوریه ، متوجه شدید .

:اره راحته .

-پس بقیه شون با خودتون .

ساعتی بعد تخم مرغ ها و کوزه های رنگ شده اماده بودند .تخم مرغ ها به دهانه ی کوزه چسباندم ، نیمی از از از اون داخل کوزه رفته و پوشیده شد ، اکلیلهای طلایی نمای زیبایی به کوزها بخشیده بودن ، با روبان گلهای ریزی درست کردیم و دور تا دور کوزه های و تنگ ماهی و سبزه رو روبان طلایی زدیم ، سیر و سمام و سنجد رو روی تکه ی ریزی روبان چسباندیم و به صورت اریب به تخم مرغ ها وصل کردیم ،نمادی فانتزی از یک هفت سین ،ساتن طلایی رو روی میز پهن کردیم و ترمه ی کرم طلایی رو روش کشیدم ، نگاهی دوباره به میز انداختم و دست به کمر رو کردم سمت رامبد :

-کوزه ها رو دونه دونه بیارید .



رامبد از جابلند شد و هرشش کوزه رو در دست گرفت : همچی میگی کوزه ها رو دونه دونه بیار انگار اندازه شون چقدره ، خوبه اندازه ی هرکدوم قد کف دستم نمی رسه .

-برو دیگه رامبد انقدر حرف نزن ، خوبه کار خاصی ام نمیکنی .

کوزه ها رو روی میز گذاشتیم و سبزه و ماهی و ایینه و قران و دو شمع بلند داخل شمع دان های پایه بلند نقره قرار دادیم .

یاسمن و رامبد در حال جمع کردن وسایلی بودند که رو زمین پخش و بلا بود و البته مدام با هم کل کل میکردن ، صدای گفتگوش باعث میشد گاهی لبخند بزنم ، تمام حواسم به کار بود و خوشحال از هفت سین اماده با اشتیاق نگاه ازش برنمیداشتم ، با بلند شدن بیشتر صدای رامبد و یاسی سر بلند کردم تا تذکری بدم اما نگاه الوند که ریز حرکاتم رو با چشم دنبال میکرد باعث شد تا دوباره و از شدت شرم سر به زیر بندازم .

رامبد دست از کار کشید : بذار ببینم چه شکلی شده ؟

-ساده و قشنگ .

در برابر این تعریف الوند لبخندی زدم و نگاهی به میز انداختم حق با اون بود میز ساده و در عین حال قشنگی درست کرده بودیم ، یاسی هم در ادامه ی تعریف الوند به حرف اومد :

-ایده ت عالی بود فکر نمیکردم انقدر قشنگ شه .

هیجان زیادی داشتم :خودمم فکر نمیکردم انقدر قشنگ شه .

-درست شد ؟

برگشتم سمت خاله و مینا خانم که تو چهار چوب درب اشپزخانه ایستاده و زل زده بودند به میز وسط سالن .

-خاله های محترم حالا ام نظتون اینه باید اماده کیخریدین ؟

romangram.com | @romangram_com