#طلسم_عشق_پارت_178
حرکت خون رو روی صورتم بهخوبی میتونستم حس کنم؛ اما نمیتونستم چشمهام رو باز کنم. نفسهام به شماره افتاده بود و صدای ضربان قلبم رو میشنیدم؛ انگار توی گوشم میزد!
صدای پایی رو شنیدم که بهم نزدیک میشد. نفهمیدم انسان بود یا یه موجود درنده؛ فقط تونستم کمی چشمهام رو باز کنم و یه جفت چشم سبز وحشی تنها چیزی بود که دیدم و بعد بیجون و سست رها شدم.
romangram.com | @romangram_com