#تولد_نفرین_ها_پارت_91


باهم به سمت درخت رفتیم زیر درخت نشستم گین وارد بدنه درخت شد وبا یه بسته شوکلات برگشت

گین:بیا

_هوممم

بسته شکلاتو باز کردم همش کله اسکلت بود با گین خوردم اخه اسنو شکلات نمیخوره

گین:خب پس میخوای بری ساختمون هوای سارا رو داشته باشی نه؟

_اوهوم

گین:میخوای من بیام

سرم رو به معنی نه تکون دادم ویه شکلات دیگه خوردم در خونه باز شد وکله سارا امد بیرون

سارا:کیارا؟کیارا کجایی؟

_امدم

دوتا شکلات برداشتم واز جام بلند شدم

_من برم دیگه

romangram.com | @romangram_com