#تولد_نفرین_ها_پارت_76
اسنو:کیارا؟
با وحشت به اسنو نگاه کردم
اسنو:خوبی؟
_ا...اره...فکر کنم
اسنو:خواب میدیدی
_اره من...
انگشتم درد گرفت به انگشتر نگاه کردم قرمز بود...
_امکان نداره
اسنو:چی؟
_ام...هیچی...ساعت چنده؟
اسنو:12
_اه چقدر خوابیدم
romangram.com | @romangram_com