#تولد_نفرین_ها_پارت_73
الکساندر:اره ولی راحت باشد والکساندر صدام کنید
سارا:پس تو هم ما رو سارا وکیارا صدا کن
الکساندر:باشه
_من میرم بستنی بگیرم
سارا:نه من میرم چیزای دیگه هم میخوام
_باشه
منو الکساندر نشستیم سارا رفت سمت دکه پارک
_تو نقاشی میکنی درسته؟
الکساندر:اره ارامش بخش عالییه
_باید جالب باشه
الکساندر:خب نقاشی بهم کمک میکنه از زخم زبون های اطرافیانم دور بشم وبرم توی دنیای که خودم قبولش دارم
_اه اره اونا فقط احمقنم که راجب مشکی پوشیدن نظر میدن
romangram.com | @romangram_com