#تولد_نفرین_ها_پارت_27
وبادستش پشت سرشو خاروند ویکتوریا محکم زد پس کلش موسیقی بیکلام ویالون تو فضا پیچید اون جین بود اون یه جن خوشکله که قشنگم ویالون میزنه جیک یه گرگینه هست ویکتورا مرده ولی چون یه قتل رسیده اونم به طرز بدی همیشه سرگردونه قبرشم تو این باغه البته خانواده من چیزی از اینا نمیدونن اونا فقط راجب گین میدونن واسکالوس اهان راستی اسکالوس اون یه جورای بزرگ همه ماست اون یه جنه ولی فوق العاده قوی
جیک:میتونم؟
وبعد دستشو به سمت من دراز کرد
_البته
منم دستمو تو دستش گذاشتم رقص قدیمی رومانیایی همه کسایی که تو این کلبه اند بلدن گین به من یاد داد ,گین داشت با ویکتوریا میرقصید من باجیک وهرکی با یکی خلاصه...اهنگ تموم شد همه دست میزدن همون موقع اسکالوس امد سمتم موهاش سفید وبلند هست ازموهای منم بلند تر یه کت وشلوار سفید پوشیده بود راستی یادم رفت بگم گین پسره اسکالوس هست
اسکالوس:کیارا خوشحالم که امدی
_ممنون اسکالوس قضیه جلسه مهم چیه؟
اسکالوس:بهم میگم ...دنبالم بیا
دستشو گرفتم ودنبالش وارد اتاق قدیمی کلبه شدم که الان
اسکالوس به عنوان کتابخونه خودش ازش استفاده میکنه اون رفت ونشست روی صندلیش
اسکالوس:میدونی که چند وقت دیگه تولدته کیارا
_اره
romangram.com | @romangram_com