#تولد_نفرین_ها_پارت_160
اسنو:کیارا...کیارا....
_هیش اروم باش من خوبم
گین:خوبی؟خوبی؟...کیارا این چه وضعیه؟
_چجوری فهمیدید اینجام؟
گین:اسکالوس حس کرده بود اونا امدن اینجا...همه جا دنبالتن همه جن ها عازم شدن پیدات کنن حدس میزدم اینجا باشی
گین امد سمتم که دستام رو باز کنه که چاقویی توی دستش رفت وچسبید به دیوار
گین:ایییییییی
اسنو:گین
_گین!!!!!
به در نگاه کردم لوسیا بود اون همراه یاران الفشون وجنشون امدن داخل والبته اورمزد لوسیا یه زنجیر میکشید که به گردن الکساندر بسته شده بود الکساندر دستاش رو از پشت بسته بودن
اورمزد:حدس میزدم دوستات دنبالت بیان کیاترا
لبخندی زدم
romangram.com | @romangram_com