#تولد_نفرین_ها_پارت_151


کیمیا:حالت خوبه کیارا؟

_اره راستش نگران الکساندرم

کیمیا:اهان پس نگران جفت خوناشامتی

_هی انقدر به ما نگو خوناشام

کیمیا:چطور؟

دستمو انداختم دور گردنش وبه خودم نزدیکش کردم

_چون یه هو دیدی گردنتو گاز گرفتم وخونتو خوردم...همیشه دوست داشتم بدونم مزه یه دختر خجالتی چیه

اون با حرص دستمو از دور گردنم دور کرد

کیمیا:هی!!!!شوخی باحالی نبود...یه لحضه حس کردم واقعا خوناشامی

خندیدم اونم همینطور

کیمیا:ولی بهت میادا

_اوه واقعا؟ممنون

romangram.com | @romangram_com