#تولد_نفرین_ها_پارت_138


الکساندر:ممنون ماریا

عه؟پس اسم خدمتکار ماریا هست

ماریا:خواهش میکنم

اون با اون میز به سمت من امد

ماریا:این سوپ گوشت مجارستاینه میل دارید براتون بکشم

_اره بنظر خوشمزه میاد

اون برام دوتا ملاقه کشید وبه سمت الکساندر رفت وبرای اونم بعد پرسیدن کشید ورفت یه قاشق که نه ولی نصف قاشق از اون سوپ گذاشتم تو دهنم

_هووم

خیلی خوشمزه تر از هر سوپی که تو زندگیم خورده بودم بود ولی خیلی ادویه داشت داشتم اتیش میگرفتم لیوان اب کنار دستم خوردم تا ته

الکساندر:امیدوارم خیلی تند نبوده باشه

بهش نگاه کردم با خباثت لبخند میزد منم همونجوری خندیدم وگفتم:تند؟شوخیت گرفته اصلا تند نبود

اون لبخند پهن تری زد وجلوی چشم من یه قاشق پر از اون سوپو گذاشت تو دهنش وخیلی ریلکس خورد

romangram.com | @romangram_com