#تولد_نفرین_ها_پارت_130


_نه بخاطر اینکه دیر کردم افتادم

اسنو:یه جوری جمعش کن کیارا

تو ذهنم گفتم:دارم سعی میکنم

سارا:بهرحال الان اگه جای تو بودم میرفتم یه دوش میگرفتم واماده میشدم

_باشه

پریدم تو حموم که صدای سارا رو شنیدم

سارا:بیا اسنو رو از رو تختت بردار

_کاریت نداره

لباسمو در اوردم وزیر دوش وایسادم وخودمو خوب شستم بعد امدم بیرون کمدم رو باز کردم وفکر کردم برای شب چه چیزی بپوشم خوبه...یه لباس مجلسی برداشتم که یکم ساده بود...خب برای من یه لباس استین حلقه ای مشکی بود که تا بالای زانوم بود دوتا ساق دست بنفش برداشتم وپوشیدم جورابای راه راه سفید مشکیم که تا بالای بالا میومدم پوشیدم موهامو یطرف ریختم تو صورتم گیره سر کوچیک اسکلت شکلم زدم به موهام لاک های مشکیم رو تمدید کردم پوتین مشکی بندی پسرونم رو هم کردم پام دور چشمامو مشکی کردم ورژلب مشکی رو هم زدم

_چطورم؟

اسنو:عالی مثل همیشه

_ممنون

romangram.com | @romangram_com