#تولد_نفرین_ها_پارت_127
خودش دوزاریش میفته چیکار کنه سارا از اتاق رفت بیرون منم اسنو رو گذاشتم رو تخت وخودم پریدم تو حموم بعد یه دوش سر سری امدم بیرون
_بریم؟
برگشتم سمت اسنو خواب بود
_وا...خواب چه موقع؟
اروم بلندش کردم وگذاشتمش تو اکواریومش وخودم رفتم پایین
...
پشت میز نشستم وبرای خودم ماکارونی کشیدم
_مامان من با کیمیا شب دارم میرم سینما قبلش یکم تو خیابونا میخوایم بگردیم
مامان:امشب که همه اینجان؟
_هه اصولا خانواده ما هر شب اینجا...
سارا:مامان میدونی که کیارا دل خوشی از اونا نداره بنظر من امشب با دوستش بره بیرون بهتر بهش خوش میگذره
مامان:ولی...
romangram.com | @romangram_com