#طنین_پارت_439
-دستت چه سنگینه. واقعاً فکر می کنی من این قدر اعتبار ندارم که اگه بگم این خانوم زنمه باز هم ازم مدرک بخوان؟
-راست میگی ولی خب من ترسیدم. چرا راجع به حمیدی چیزی نگفتی؟
-یادت نره حمیدی الان معاونِ اون اداره ست. راحت می تونه مدارکِ علیهِ خودش رو پاک کنه. باید صبر کنیم وقتی دوره معاونتی حمیدی تموم شد اون وقت اقدام کنیم. هر چند فکر نمی کنم با این روندی که پیش گرفته موندنش خیلی دووم داشته باشه.
-کاش عماد دوباره معاون می شد.
-دنیا و آدم هاش خاکسترین خانوم. عدالت هم همیشه با معاون موندنِ عماد برقرار نمی شه.
دستش را پشت کمرم می گذارد و با هم از آن سالن عبور می کنیم در حالی که طنینِ گام هایمان همانند طنین قلب هایمان در سالن می پیچد.
پایان
romangram.com | @romangram_com