#طنین_پارت_416


-چه خبر؟

دلم می خواهد زودتر حرف بزند و راحتم کند. چه خبر را که می گوید یاد خبر برکناری عماد می افتم.

-راستش یه خبری شده تو اداره. راجع به مهندس عماد.

-منظورتون برکناریشه؟

-شما می دونستید؟ پس چرا کاری براش نکردید؟

نفسش را بیرون می دهد.

-عماد خودش نمی خواست براش کاری کنم. دلش نمی خواست معاون اسدیان باشه. حتی ازش خواستم بیارمش پیش خودم که اون رو هم قبول نکرد و البته کار درستی کرد. جای اون تو همون اداره است.

می فهمم. من این عماد را می فهمم. زبان عماد را من و شایسته خوب می فهمیم. همان زبانی که به دنبال پست و مقام نیست. همانی که امثال حمیدی هیچ آن را نمی فهمند. صدایی از آن سوی تلفن حواسم را از عماد پرت می کند. دیگر نمی دانم این صدای ایمان است یا مهندس شایسته.

-راستش می خواستم یه چیزی بهتون بگم.

-بفرمایید.

romangram.com | @romangram_com