#طنین_پارت_355
حمیدی وارد می شود. به حرکات عصبی اش نگاه می کنم. انگار حقی راست می گوید. حمیدی به سمت من می آید.
-خانم مهندس کلید اتاق سرور رو می دید به من؟
متعجب به حمیدی نگاه می کنم. حمیدی هیچ کاری در اتاقِ سرور ندارد. نمی فهمم کلید اتاق سرور را برای چه می خواهد.
-کلید اتاق سرور؟ برای چی می خواین؟
-باید به شما! توضیح بدم؟
شما را مخصوصاً با تأکید می گوید. نمی خواهم روز اول کاری اسدیان حاشیه به وجود بیاورم اما از طرفی امنیت اتاق سرور آن قدر مهم است که به خاطر تعارف یا رودربایستی با حمیدی نخواهم به خطر بیاندازمش.
-الان تو اتاق سرور کار دارین؟
-بله. همین حالا کار دارم.
از جایم بلند می شوم و کلید اتاق سرور را از کشوی میزم بر می دارم.
-بفرمایید بریم.
romangram.com | @romangram_com