#طنین_پارت_341


چرا کلام را به صدا گفتند؟

چرا نگاه را به خانه ی دیدار میهمان کردند!

چرا نوازش را

به حجب گیسوان باکرگی بردند؟

نگاه کن که در این جا

چگونه جای آن کسی که با کلام سخن گفت

و با نگاه نواخت

«فصل ششم»

نمی دانم چطور باید با شایسته حرف بزنم. حالا که خودم را در اتاق اداره می بینم دست بردن به سمت گوشی تلفن و گرفتن شماره دفتر شایسته برایم خیلی سخت شده. نمی دانم چطور برایش از ایمان شدنش بگویم؟ چطور بگویم کارن هرگز همسر من نبوده؟ چطور بگویم نیامدم تا برای داشتنش بجنگم، که عشق را چه به جنگ؟ مهری بی اجازه وارد قلبم شد و هرگز هم خارج نخواهد شد. این هیچ جنگی ندارد. چطور بگویم که فقط می خواهم خودش را برای داشتن مهری ممنوعه سرزنش نکند؟ چطور و با چه زبانی باید گفت و نشکست؟ چگونه و با چه زبانی باید گفت من نمی خواهم جنگ تملک برای داشتن مهرش راه بیندازم؟ بالاخره گوشی را بر می دارم و شماره دفتر شایسته را می گیرم.

-سلام خانوم سلوک. مهندس شایسته اومدن اداره؟

romangram.com | @romangram_com