#طنین_پارت_298
-نه. بیرون راحت ترم.
-باشه. پس زمان و مکانش رو برام بفرست.
تلفن را قطع می کنم و به طرف شایسته می روم که با کمی اخم به من نگاه می کند. حوصله ام از اخم همیشگی اش سر رفته. شاید هم حوصله ام از خودم سر رفته. من هم اخمی می کنم.
-با موبایل حرف زدن تو جلسه اشکال داره تو بازدید که دیگه اشکالی نداره؟
انتظار دارم اخم بیشتری کند یا عصبانی شود اما فقط آرام لبخند می زند.
-نه اشکال نداره. ادامه بدیم؟
به معنی واقعی کلمه تعجب می کنم.
-ادامه بدیم.
نمی دانم چرا این بازدید این قدر زود تمام شد. موقع برگشت که داخل ماشین نشستیم بی اراده نفس عمیقی می کشم. شایسته کمی به طرف من سرش را می گرداند.
-خانوم مهندس! زحمت بکشید یه چند تا شرکت که کارشون خوبه رو معرفی کنید ببینیم کدوم شرکت می تونه کار رو بهتر انجام بده؟
romangram.com | @romangram_com