#طنین_پارت_252
بعد رو کرد به عماد:
-خب جلسه رو شروع کنیم؟
عملاً مانع از ادامه صحبت حمیدی می شود. حس می کنم تحقیر شدم و شایسته نظر مرا بدون تأیید حمیدی قبول ندارد. ناراحت می شوم. حمیدی که از اتاق بیرون رفت شایسته رو می کند به عماد.
-فکر کرده من نمی دونم چی تو سرشه؟
عماد هم پوزخندی می زند و جلسه را شروع می کند. با این که حس می کنم به دانش فنی ام بی احترامی شده ولی باز چیزی در جو اتاق هست که باعث آرامشم می شود. چیزی که بزرگ تر از توهینی است که شایسته عملاً به من کرد. بعد از اتمام جلسه، شایسته رو می کند به من:
-اولین برنامه بازدید فرداست. با مرکز هماهنگ شده؟
-بله. خانوم سلوک هماهنگ کردن.
-مواردی که تو بازدید باید بهش توجه کنید رو لیست کردید؟
-بله. نوشتم.
-ممنون. خسته نباشید.
romangram.com | @romangram_com