#تنهایی_رها_پارت_310


طیبه روباچشم بهش نشون دادم

- ببین اون دوستم میشناسیش که ؟

سرشو کشید کنار سرم وتکون داد

- بله میشناسم خب؟

- میگم دلش پیش محمده !

به چشمام خیره شد

- عه ؟واقعا ؟ محمد فکر نکنم، آخه..

حرفشو ناتمام گذاشت منظورش وفهمیدم که منو می خواست

چشماشو ریز کرد ولب پایینشو خورد

- فکرکنم بتونم به هم جوششون بدم هرچی نباشه متخصص قلبم قلباشونو بهم پیوند میدم صبر کن وببین محمد دوست وبرادر خوبمه بااینکه می تونست تو رومال خودش کنه وقتی فهمید عقب کشید حالا نوبت منه

ازحرفش خندم گرفت وخندیدم

- پیوند قلبها توسط دکتر متخصص

سعید به حالت رقص به طرف ما که نشسته بودیم آمد

دستم توی دست عشقم بود

- پاشید بینم جشن شماست

پاشید گرم کنید مجلسو


romangram.com | @romangram_com