#تنهایی_رها_پارت_309
- عزیزم من وببخش من نمی دونستم سعی می کنم با محمد حرف بزنم
نگاه محمدو روی خودم دیدم لبخندی زد
طولی نکشید مجلس توسط دوستانمان گرم شد
روبه امین کردم که داشت رقصیدن بچه ها رو با لبخند نگاه می کرد
- امین ؟
سرشو به طرفم چرخوند
- جانم عشقم
- ممنونم سوپرایز خوبی بود
چشمکی زد
- قابل عشقمو نداشت
لبخندی زدم
امین ؟
- جان دلم زندگیم صدام نکن ازخودبیخودمیشم
خندمو جمع کردم واقعا این همون دکتری بود که حسرتشو داشتم ؟دست نیافتنی بود برام ؟
- جانم گوش میدم داری تیر خلاصو با اون چشات به قلبم می زنی بگو ببینم چی میخوای ؟
کمی بادسته گلم بازی کردم
romangram.com | @romangram_com