#تنهایی_رها_پارت_304




ناخواسته جیغ مانند گفتم :

- امیـــن

باز خندید

- جان امین جوجوی امین

نخیر فایده نداشت پیاده شدم اخمی همراه با خنده ای که سعی داشتم پنهونش کنم به روش کردم بازم خندید

- اخمتو باور کنم یا لبخند شیرینتو برو ، به آرایشگر بگو زیاده روی نکنه چون معلوم نیست بعد عقد بتونم خودمو کنترل کنم

در ماشینو بستم وزبانمو نشونش دادم

خندید ماشینو حرکت داد بلند که من بشنوم



باخنده وارد سالن آرایشگاه شدم چند ساعت بعد خودمو آماده با شینیون زیبا و سایه طلایی ودرانتها سبز تیره یه شکل دال خط چشمی که ازاخر کمی پهن شده بود روژ گونه ورژلب آجری ابروهامو برداشته بودن تغییر چشمگیری کرده بودم لباسم رو تنم جا خوش کرده بود

آذین هم یک ساعت بعد من وقتی امین کوچولو به سعید سپرده بود آمد وآرایش کرد

گوشیم زنگ زدو اسم امین روش نمایان شد قلبم داشت ازدهنم میزد بیرون

- الو بله

صداش گوشمو نوازش کرد

- الو جوجوی من


romangram.com | @romangram_com