#تنهایی_رها_پارت_282
- آقا ببرش مال خودت مبارکه
همه زدن زیر خنده بابا هم لبخندی زد وگفت:
باشه برید مراقب هم باشید وقدر همو بدونید به سختی ها ودردهایی که کشیدفکرکنید
ته دلم قند آب شد که با امین میرم سعید همه جوره هوای دلمو داشت تا سرم و فروکردم داخل ماشین آذین ومامان وامین کوچولو بوسیدم وخداحافظی کردم ماشین سعید خارج شد امین ماشینشو ازپارکینگ بیرون تورد وسوار شدم
چشمکی زد ودست باند پیچی شدمو گرفت وبوسید
- فدای رهای خودم بشم
فکرکنم سرخ شدم بااین حرکتش همیشه جدی دیده بودمش
ادامه داد
- دستت که درد نداره ؟
به چشمهاش نگاه کردم
- چرا یزه درد داره
دستمو آروم رها کرد
ماشینو حرکت داد
- باید برم دارو خانه وبرات مسکن و انتی بیوتیک بگیرم نباید عفونت کنه
جواب ندادم
romangram.com | @romangram_com