#تنهایی_رها_پارت_238


- اینجا کجاس ؟قرار بود بریم خوابگاه

جوابی نداد پیاده شدو ماشینو دورزد دروباز کرد

- پیاده شو انتظار نداری با این حالت بری خونه باید ببرمت دکتر

وای خدا چه اخمی داره



به سختی پیاده شدم و دنبالش راه افتادم نگاهی به اطراف کردم ساختمان پزشکان ودیدم

وارد مطب شدیم محمد راهنماییم کرد روی یکی ازصندلیهای خالی نشستم

- بشین برم نوبت بگیرم برات

رفت کنار میز منشی خم شدم وصورتمو بین دستام گرفتم



- دوتابیمار بره داخل نوبت مامیشه



سرمو بلند کردم محمد کنارم نشسته بود نگاهی به جمعیت کردم وروبه محمد

- این همه آدم چطور ما سومیم ؟

تک خندی کرد

- منشی آشناس نگران نباش


romangram.com | @romangram_com