#تنهایی_رها_پارت_234


جوابم فقط سرفه های پی درپی بود که استاد توضیحاتشو قطع کرد

- خانم آزادی مثل اینکه حالتون خوب نیست میتونید برید

بادستمال بینیمو پاک کردم وباسرفه گفتم

- خو..اهم ..بم ..اهم اهم

ولی نبودم



دستامو جلوی دهنم گذاشتم ازبس سرفه زدم که کلاس رو سرم جمع شدن چشمام درحال بیرون زدن بود متوجه شدم محمد ازکلاس بیرون رفت اونم بدون اجازه

ته دلم یجوری شد انگاراصلا

نگران نشد طیبه پشتمو ماساژداد وگفت:

-رها جان خوب نیستی بیا ببرمت خوابگاه

اشکی که براثر سرفه کردن ازچشمم چکید وپاک کردم باقرار گرفتن بطری آبی جلوی صورتم سرمو بلند کردم محمد با

چهره ی گر گرفته به من خیره شده بود

- بفرمایید کمی آب بخورید

بطریو گرفتم واقعا نیاز داشتم به آب گلوم خشک شده بود پس رفت برام آب بیاره

-آب وخوردم

استاد که نزدیک ما بود کمی به من نگاه کرده


romangram.com | @romangram_com