#تنهایی_رها_پارت_199

- رها؟

ایستادم کارتی وگرفت طرفم

-این شماره ی منه می تونی برای خرید با من تماس بگیری البته بعد ازاجازه ی خانوادت



بالبخندکارتو گرفتم وازماشین جدا وبه طرف درخوابگاه رفتم..وارد اتاق مشترکمون شدم بلند سلام دادم

- سلام برو بچ

بعد از شنیدن جواب سلامم لباسهامو عوض کردم شماره ی سعیدو گرفتم بعد چند بوق جواب داد

-جانم رها جان

ازشنیدن صداش ب وجد آمدم

- سلام دادشی خوبی ؟امین کوچولی من چطوره آذین مامان اینا خوبن ؟

صدای خنده هاشو قه قه هاش گوشمو نوازش داد

-صبرکن گل داداشی چرا ی ریز می پرسی؟ بله همه خوبن توخوبی؟

خندیدم، کلیپسمواز سرمو باز کردم وموهامو رها روی شونهام ریختم

-منم خوبم داداشی

-جانم رها جان کاری داری ؟

چند تارازموهامو با انگشت اشارم پیچ دادم

-راستش دادشی ..قرار گروهی ی پروژه طراحی ونقاشی کنیم برای نمایشگاه ...

romangram.com | @romangram_com