#تنهایی_رها_پارت_174


شبها که گریه می کرد اولین کسی بودم که بغلش می کردم

اگه تا صبح بی تابی می کرد سر پا می ایستادم و توی بغلم تابش می دادم.گاهی سعید وقتش را در اختیارم می گذاشت و منو برای هوا خوری بیرون می برد.شبها که تنها می شدم به یاد دکتر و شکست سختی که خورده بودم تا صبح می گریستم ..همش باخودم می گفتم چطور نفهمید عاشقشم چطور اینقدر با من مهربان بود ؟

چطور قبول کرد ازدواج کنه اونکه راضی نبود صبح با چشمان پف کرده ام همه می دانستند که شب سختی را گذرانده ام...تمام مدت با این آهنگ سر کردم

کی مث تو دلمو شکست

رودلم روهرچی ک هست

بگو مث تو کی چشماشو بست

بگو کی مث منه

که بمیره برات

تورور جوری ک هستی بخواد

شده دیونه ی خاطره هات

چه جوری غید این عشق وزدی

چه جوری بد شدنو بلدی

حالا که دل بستم

توی خوای بری

جواب دلمو ندی

می بینی غم تو چشمامه نرووو


romangram.com | @romangram_com