#تا_آسمان_پارت_359

تا یادشان نرود که رفتنی اند...که نمیمانند... که هر وقت کسی گفت "برو" ....بی معطلی راهشان را بکشند و بروند.

دم عمیقی از هوای شرجی شب گرفت و قدمهایش را روی آسفالت خیابان از هم دورکرد. چیز چندان خاصی نداشتند این روزهای دوری.

این هفته های رفته....این روزهای پایانی مرداد....این یک ماه و خرده ای که اینجا توی به گفته ی مهتا "هتل فرهاد" اطراق کرده بودهمه چیز انگار افتاده بود روی یک مدار کسالت و تکرار....این کار را بکن , آن کاررا نکن های همیشگی مادرش....به مهراد زنگ بزن...با حاج خانوم صحبت کن های خسته کننده اش.....شنیدن صدای ترانه ی تکراری وخسته کننده ی"عشق عمیق"سیامک عباسی که این روزها از پشت در اتاق مهتا هی .می پیچید توی خانه. .....وچشم دوختنهای مکرر و هر چند ساعت یکبارش به گوشی برای دیدن تماس یا پیامی از طرف او......اما .....

آه کشید.پیچید توی کوچه .بند ساعتش را دور مچ عرق کرده اش چرخاند و به عقربه هانگاه کرد.دیر کرده بود.

نگاه ثابتش را دوخت به چراغهای روشن تیر برق.بعد هم به ستاره های بالای سرش.شیفت امروزش توی کلینیک بیشتر از همیشه طول کشیده بود.

.ازچند روز قبل وبه واسطه ی پارتی کلفت آیسان و دوستی چندین و چندساله مادرش بادکتر نراقی رئیس بخش اطفال بیمارستان , عصرها با میل وخواستنی بی اندازه میرفت کلینیک و توی محیط پر استرس اما دوست داشتنی درمانگاه تا ساعتهاخودش را مشغول میکرد. به خودش که می آمد میدید تاریکی شب جای روز را گرفته و اسم بابافرهاد روی صفحه ی گوشی چشمک میزند که یعنی "پائین منتظرم".

سرو کله زدن با بچه های مریض و نق نقو هر چند که انرژ ی بالایی میطلبید, اما ازخانه نشین شدن بهتر بود.

نگاهش توی کوچه چرخید و بادیدن سایه ماشین آیسان زیر درختان نارنج حاشیه ی جدول لبخند گشادی زد. از آخرین برخوردشان توی ساحل دیگر آیسان را ندیده بود چرا که فردای همان روز برای شرکت در یک کنفرانس بین المللی رفته بود به کرمان از آنجا هم قشم و حالا بادیدن ماشینش انگارتازه به عمق دلتنگی آزاردهنده اش برای او پی میبرد.

پاتند کرد.نایلون سفید بستنی را داد به یک دست وقبل از اینکه انگشت اشاره ی دست راستش برود روی شاسی زنگ ,صدای ملودی گوشی اش بلند شد.

خنده ی تکه تکه وصداداری زد و با همان خنده جواب پدرش را داد:سلام عرض شد

فرهاد جون جون جون

بابا فرهاد هم داشت بلند بلند میخندید:کجایی بابا؟


romangram.com | @romangram_com