#سورنا_پارت_286
-تهدیدت که نکرد؟؟؟
-چطور؟؟؟
-اگه تهدیدت کرد بهم بگو خودم باهاش صحبت میکنم .
-نمیخواد
بقیه راه تا نیمه هاش توی سکوت گذشته شد .بعضی جاها ماشین من وحسام وارمین به هم میرسید نیمه های راه بودیم که هانیه گفت:
-چیزی نداری بخونه؟؟؟
-نمیدونم ببین هست توی داشبورد .
داشبورد رو باز کرد وفلشی گذاشت داخل سیستم سوتی ماشین کمی که گذشت صدای مرتضی پاشایی توی گوشمون پیچید .
- چشامو میبندم
میخوام هرچی غصه اس بمیره
که تو خواب .
یکی از تنم عطرتو پس بگیره
نمیشه نمیـشــه .
عزیزم
نمیدونی عشقت چقدر س-ی-نه سوزه
چه سخته
ادم چشم با تاریکیه شب بدوزه
همیــــــشه همیشه
شبا بیدار وروزا خیره به عکست این شده کارم
دیگه طاقت ندارم
دلم میخواد یه جایی اونور دنیا
خودمو جا بذارم
اخه عادت ندارم
تو که نباشی
خوابم نمیره
خیلی دلم میگیره
فراموشم نمیشه خاطره هامون
romangram.com | @romangram_com