#شروعی_دیگر_پارت_87

من این پانیذ رو نمی‌خوام، پانیذ شاد و سرحال خودم رو می‌خوام به کی باید بگم آخه؟

صدای زنگ موبایلم خط کشید رو اعصابِ نداشتم و اخم به ابروم آورد.

با دیدن شماره‌ی شهاب کنجکاو جواب دادم:

_بله؟

_چطوری پسر؟

_هنوز یاد نگرفتی سلام کنی!

_کمال همنشینِ دیگه، نمیشه کاریش کرد.

خدیدم و گفتم:

_خب حالا کارت و بگو؟

_پایه‌ای بریم بیرون؟

پیشنهاد بدی نبود:

_کجا؟

_بچه‌ها میگن درکه، نظرت؟

_خوبه، کیا هستن؟

_من، نوید، رضا، فرهاد، سامان، محمد.

_هوم باش.

_پس یک ساعت دیگه پارکِ دم خونمون باش.

romangram.com | @romangram_com