#شروعی_دیگر_پارت_293

چقدر خوابی که میشینه...تو چشم‌های تو خوشبخته

لالالالا گل مریم...نشینه تو چشم‌هات شبنم

یه عمره من فقط هر شب...واسه تو آرزو کردم

لالالالا گل پونه...کلاغ آخر رسید خونه

یکی پیدا میشه یه شب...سر هر قولی می‌مونه

لالالالا گل زردم...چراغا رو خاموش کردم

بخواب که مثل پروانه...خودم دور تو می‌گردم.

❊❊❊

نگاهم روی لباس‌های پهن شده کف اتاقم سر خورد.

واقعا چه قدر به خوشی این لباس‌ها رو پوشیدم.

باید به شایان بگم تا دیگه برای کسی دعای خیر نکنه.

به سمت کمدم رفتم و بی‌حوصله نگاهی به لباس‌هام انداختم.

پیرهن سرمه‌ای رنگی همراه با جین مشکی انتخاب کردم و تن زدم.

رو به روی آینه ایستادم و نگاهم چشم‌هایی که واسم غریبه بود رو نشونه گرفت.

این چشم‌های خالی و بی‌روح، مال من بود؟

برس رو به دست گرفتم و موهام رو به سمت بالا هدایت کردم.

ادکلنم رو برداشتم و روی نبض گردن و مچم زدم.

romangram.com | @romangram_com