#شروعی_دیگر_پارت_261
عصبی گفتم:
_یعنی این که میخوام ازت دور باشم.
عصبیتر از من گفت:
_و دلیلش؟
_بیدلیل!
پوزخندی زد و فشار دستش روی کمرم زیاد شد.
اخمی کردم و گفتم:
_خسته شدم، میخوام بشینم.
بیتوجه به حرفم دستش رو بالا برد و مجبورم کرد بچرخم.
با خشم نگاهش کردم و ناخنهام رو توی کتفش فرو کردم:
_گفتم میخوام بشینم.
_مهم نیست تو چی گفتی، مهم اینه که من هنوز از رقصیدن باهات سیر نشدم!
اشکالی داشت اگه لقب خودخواه رو بهش میدادم؟ یا مثلاً زورگو!
اخمش رو تجدید کرد و گفت:
_درضمن زیادی خوشگل شدی و این برای من اصلاً خوشایند نیست.
اگه جوابش رو نمیدادم به خدا که منفجر میشدم!
_مهم نیست برای تو خوشاینده یا نه، مهم اینه که من از تیپم راضیم.
romangram.com | @romangram_com