#شروعی_دیگر_پارت_198
صدای آهنگ بیکلام که فضای ماشین رو پر کرد، ماهرخ ابرو تو هم کشید و گفت:
_آخه اینا چیه گوش میدی؟ یه آهنگ درست حسابی بذار، آدم کیفش رو ببره.
ابرویی بالا انداختم و درحالی که از توی آینه نگاهاش میکردم گفتم:
_آهان، آهنگ درست حسابی همون آهنگای عجق وجق شماست دیگه، نه؟
_شاهرخ!
شهاب با صدای بلند ماهرخ ازخواب پرید.
دستی به چشمهای خمارش کشید و با صدای گرفته از شدّت خواب و لحن کشداری که اینم عوارض همون شش ساعت خوابیدن بود، گفت:
_ شما دوتا چتونه؟ یه خواب و کوفت آدم میکنید، مثل سگ و گربه میمونید!
ماهرخ با صدای آرومی گفت:
_خب تقصیر شاهرخه، آهنگهای من رو مسخره میکنه، به آهنگهای من میگه عجق وجق.
شهاب که هنوز منگِ خواب بود، گفت:
_خب راست میگه دیگه.
ماهرخ با حرص گفت:
_شهاب!
شهاب با گفتن "هیش" سرش رو به پشتیِ صندلیاش تکیه داد و به ادامهی خوابش رسید.
ماهرخ صورتش رو سمت شیشه برگردوند و با لحن دلخوری گفت:
romangram.com | @romangram_com