#شروعی_دیگر_پارت_186
به سمت کمد لباسیم رفتم و با نگاهی بین لباسام، تونیک خردلی رنگی همراه با شلوار مشکی انتخاب کردم.
شال هم رنگ لباسم رو هم روی سرم انداختم و جلوی آینه قدی ایستادم و تیپم رو از نظر گذروندم، خوب بود.
بعد از تجدید عطر راهی پذیرایی شدم.
کنار سوگل نشستم و موهام رو که با لجاجت روی صورتم ریخته بود پشت گوشم فرستادم.
خانوم تهرانی با لبخند مهربونی نگاهم کرد و گفت:
_ماشاءالله، هرروز خوشگل تر میشی دخترم.
لبخندی زدم و گفتم:
_شما لطف دارین خانوم تهرانی.
اخم بامزهای کرد و گفت:
_خانوم تهرانی یعنی چی؟ بگو فرشته.
_چشم فرشته جون.
_حالا شد.
با صدای آقای تهرانی برگشتم سمتش:
_خوشحالم که دوباره سر پا میبینمت دخترم.
_ممنونم، دوباره به دست آوردن پاهام و مدیون آقا شاهرخم.
شاهرخ لبخندی زد و گفت:
romangram.com | @romangram_com