#شروعی_دیگر_پارت_178
_شش
_هفت
_هشت
نفس کم آورد و بقیهی دودش رو فوت کرد.
شاهرخ نی رو ازش گرفت.
پک عمیقی زد و مشغول حلقه درست کردن شد.
دوباره ما میشمردیم و ماهرخ هم با خنده نگاهمون میکرد:
_یک
_دو
_سه
_چهار
_پنج
_شش
_هفت
_هشت
_نه
romangram.com | @romangram_com