#شروعم_کن_تو_میتونی_پارت_23
-ها وقند مرض؛چرا چشات رو اون طوری می کنی....
-دیونه شدی تو...
-دیونه ویا هرچیزی که برام اسم میذاری؛مشکلی نیست ولی سعی کن اسمم از پنج تا بیشتر نباشه؛دوتا اسم خودم اضافه دارم...
-دیونه به تمام معنایی تو؛یادم باشه از مشاور دانشگاه برات وقت بگیرم
-ها همون مشنگه؛نه عزیزم اون خودش پیش من نیاد مشاوره من نمیرم پیشش؛خودت برو پیشش
-من مثل تو دیونه نیستم
-دیونه اون .....لا الله الا الله...
-بی تربیت...
-خودم میدونم!
-ترنم تا حالا بهت گفته بودم،داری خودت رو عذاب میدی
-خودم میدونم...دیگه حرف اضافه بزنی میرم وپشت سرمم نگاه که هیچ جلو پامم رو هم نگاه می کنم
-من میگم تو دی....؛ببخشید
-پاشو پاشو برو دوتا چایی بیار بخوریم حال کنیم
-چشم
-اون چشم گفتنت ،تیر بشه تو قلب بعضی اون بی شرف ها
-انشالله...
فاطمه بلند شد وبه سمت آشپزخونه رفت،
romangram.com | @romangram_com