#شهربازی_پارت_80


_اما من اینجوری راحت نیستم.... اصلا نباید دفترچه ها رو هم قبول می کردم.

قسمت دوم جمله ام را خیلی آرام گفتم اما طاها شنید.

با لحن شوخی گفت:

_ نگرفته بودی هم من بازم هزینه ی بیمارستان رو ازت نمی گرفتم.

کمی مکث کرد و بعد ادامه داد.

_ دیگه هم راجب هزینه حرف نزن وگرنه میرم همه چیزو برای آرمین و آرش تعریف می کنم.

دلخور نگاهش کردم ، چقدر بدجنس بود.

لبخندی مهربان زد و گفت:

_ شوخی کردم من به هیچ کس چیزی نمیگم، (انگشت اشاره اش را به سمتم گرفت و ادامه داد) اما تو هم دیگه حرف از حساب کتاب نمیزنی.

کاری از دستم برنمی آمد زیر لب با اجازه ای گفتم و به سمت در رفتم اما هنوز در را باز نگرده بودم که صدایم زد.

_ آرام

_ بله


romangram.com | @romangram_com