#شهربازی_پارت_220
_ میشه....... همون اسمتون رو صدا کنم.
طاها با صدا خندید
_ نه خیر همون اول باید می گفتی . حالا جواب سوالم مهم تره.
_ چرا دیگه قبول کنید آقای راستین
چشمانش گرد شده بود
_ آرام این همه من و خودت رو معطل کردی که آخرش من بشم آقای راستین ، تو مگه منشیه منی؟
_ خب سخته، بعدش حتما می خواید خودمونی هم حرف بزنم ، خب من عادت ندارم.
گوشی اش زنگ خورد و از جواب دادن به من باز ماند
همان طور نشسته گوشی را جواب داد
_ سلام مامان
.......
_ نه نیستم
romangram.com | @romangram_com