#شهربازی_پارت_161
_ یه کلید میدم برات درست کنن که دیگه اینجوری نشه ..... هرچند ، دیگه خودم حواسم هست.
_ ممنون
جلوی در خانه توقف کرد .
_ آرام ..... دیگه گریه نکن.
......
_ باشه؟
سرم را به تایید تکان دادم.
_ آفرین ، حالا هم برو خونه که فکر کنم خیلی دیر کردی ..........بعد نگاهی به خانه انداخت و گفت: هرچند به نظر میاد کسی خونه نیست.
کسی خانه نبود طبق معمول.
_ مهم نیست
_ مواظب خودت باش
_ چشم
لبخند زد و من هم پیاده شدم و به خانه رفتم در را که بستم صدای حرکت ماشین آمد .
romangram.com | @romangram_com