#شهربازی_پارت_120


_ به خاطر من درست کردی آره ؟ آخه تو چقدر مهربونی.

سارا هم به ما پیوست

_ یاد بگیر سارا خانوم خواهرم غذای مورد علاقه ی منو درست کرده

سارا لبخند محبت آمیزی به من زد و گفت:

_ دستش درد نکنه

دوباره گفتم

_ کم نباشه؟

سارا هم نگاهی به مقدار غذا انداخت و با شک گفت :

_ نمیدونم

_ خب من که نمی دونستم همتون باهمین

لحنم ناخودآگاه دلخور بود که باعث شد هردو شرمنده به من نگاه کنند.

من هم چون از این شرمندگی های بی موقع متنفر بودم سریع بحث را عوض کردم .


romangram.com | @romangram_com