#شهربازی_پارت_105
_ بله
_ چند نفرشون تا حالا مقاله نوشتن؟
_ هیچ کدوم
کمی مکث کرد وبعد خیره در چشمانم و شمرده شمرده شروع به صحبت کرد
_ آرام ... تو ، فوق العاده ای .... چیزایی که گفتی نشون میده که تو.... بی نهایت باهوشی.... تو توی این سن این همه افتخار کسب کردی.... هیچ کس توی اون دانشگاه و توی اون رشته.... از تو بهتر نیست ..... همه ی اونا حسرت جایگاهی که تو داری رو می خورن .... اینو مطمئن باش ..... آرام جان، تو خودت باید اولین کسی باشی که به خودت افتخار کنی و خودتو دست کم نگیری.... من مطمئنم که تو موفق میشی.
خدایا حرف هایش، آن تحکم صدایش مثل نوشیدنی انرژی زا بود.
تا به حال هیچ کس این گونه مرا آرام نکرده بود .
تا به حال هیچ کس به من اعتماد به نفس نداده بود.
تا به حال هیچ کس ........ مثل طاها نبود.
_خب حالا شروع کن
شروع کردم اول کمی مشکل بود اما کم کم وضع بهتر شد .
طاها با صبر و دقت به گفته هایم گوش میداد.
بعد از حدود ده بار توانستم کاملا راحت برایش ارائه دهم.
romangram.com | @romangram_com