#شهربازی_پارت_101
بی حرف فقط نگاهم می کرد
طبق معمول تسلیم شدم
سربه زیر و بدون نگاه به چهره اش زبان باز کردم
_ باید جلوی همه ی بچه های ریاضی کنفرانس بدم
_ و دلیل ناراحتی تو
_ توی سالن اجتماعات، جلوی همه
_ چیزی هست که بلد نیستی یا روش تسلط نداری؟
_ نه مقاله ای که خودم نوشتم
....
چون جوابی نداد سرم را بالا آوردم و به او که چهرهاش حالت جالبی گرفته بود نگاه کردم
درچهره اش هم تعجب بود هم تحسین هم نمیدانم خلاصه جالب بود.
_ میدونی آرام تو اگه فقط یه ذره اعتماد به نفس داشتی الان اینجا ننشسته بودی .
جوابی نداشتم خودم هم حرفش را کاملا قبول داشتم ، مشکل من دقیقا همین عدم حضور اعتماد به نفس بود.
romangram.com | @romangram_com